اما از خدا که پنهان نیست از توچه پنهان کنم همیشه نگاه تو بدنبا ل کسانی است که نگاهش درپی دیگری است تو نگو که برایت نگفتم در چهل ششمین سطر نامه بیست دوم برایت نوشته بودم که دل در کسی مبند که چشمانت را قبله موقت شان کند. در سی و دومین سطر نامه ای پنجاه پنجمین هم برایت نوشته بودم که شتر بانانی که از مزار امده تورا دیده اند که در دشت های انجا در پی ابی اما بدنبال سراب می گردی .
بارها برایت گفتم ونوشتم که به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد دستی را پذیرا باش که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
کاش در این دنیای وانفسا یکی پیدا می شد که بتومی گفت که سناسنامه ادم ها بخشی ازمعصومیت چشم های انهاست . سر زنشت را به روز گار می سپارم واین را با یقنی باور نکردنی می نویسم .بی انصاف .بدترین واژه ای است که دلم می اید برایت بنویسم .
شکایت نمی کنم اما ...
ایا واقعا نشد که در گذرهمین همیشه بی شکیب
دمی دلواپس" تنهای" دستهای من شوی ؟
نه به اندازه تکرار" دید ار همصدای" نفسهای مان!
به اندازه زندگی ...
واقعانشد...
واقعا انعکاس _ سکوت
تنها حاصل _ فریاد_ ان همه ترانه
روبه دیوار خانه شما" نگو که نامه های نمناک .من به دستت نرسید نگوکه باغچه شما
از اوار .ان همه باران
قطره ای هم نصیب نبرد
نگوکه نا غافل ازفضای فکرهایت فرارکردم
من هنوز همین جا ایستاده ام
کنار همین پنجره رو به خانه شما
کنار همین بید ها شعرها شکوه ها
هنوزهم فاصله ما
همان نه شماره پیشین است### 0752710
دیگر نگو که در گذر گریه ها گمش کردی
نگو که نشانی محله ما را از یادبردی
نگو که عنوانی نامه های غبار گرفته ای ما
در خاطرت نماند
اری . خلا صه ی تمام این فراموشی های نگفته
حرفی شبیه " دوستت نمی دارم " تو
ایا ؟
درهمان گفتگوی دور_ گلا یه وگریه نیست ؟
من سرخم می کنم اما توزیر وفایت زدی من می شکنم اما این توی که شکستی من میرم تا تومرا کشته باشی.توهر گونه حقی برگردنم داری وکیل همیشه پیروز بی دلیل. عمر غصه هایت کوتا باد الهی سایه اسم بی وفایت از سرواژه های وفادار من کم نشود در شبی بارانی پائیزی این دیوانه شیدا تورا عجیب کم دارد
با یک دنیا گل سرخ برای حس قشنگ شاعری که تا یاری ام داد که این نامه را پایان برسانم هرچه کردم نامش را نامش ندانستم
م.شیدا