تبليغاتX
نامه هائی که بدستت نرسید . - عطر نفس های تو............................................................!
تقدیم به تو که مرا در دادی تا خودت روشن بمانی

عطر نفس های تو.......

 

نامه ای دیگر برایت می نگارم لیلا

باز ازنودرد هارامی  شمارم    لیلا

باز تگرار همان نا گفته های روبرو

باز سوگندی که بیتو بی قرارم لیلا

نامه قبلی نمی دانم به تو رسید

باز کردی خواندی اش دیدی چه زارم لیلا

 

سایه نشین خیال ! نازنین لیلا سلام قشنگترین گلهای دنیا تقدیم به تو به خاطر قشنگترین لحظه ای دنیا برای من .زندگیم با عطر نفس های تو رنگ می گیرد وکاش امتداد لحظه هایم تکرار همیشه با تو بودن بود.پرچمدار سرنوشت من .مانده نباشی درست یک هفته از یک سا لگی عاشق شدنم برتو کذشت .برمن برخیا لت مبارک باد ! دراین مدت که تو در سفری من هر شب کبوتردلم را تا بیگران ها پرواز می دهم تا شاید برایم خبرازتوبیاورد هرروز وهرشب کنار پنجره ای سرد بی روح چشم به را ه کبوترم درغربت به خوش که می گذرد . نمیدانم شلوغی وغوغا ی شهر کابل به نازک خیا لی چون تو ساز گاری دارد یانه .......ازرا دور با قلب ما لا مال از مهر حضورت دامن دامن گل سلام تقدیم می کنم .دوری توازمن ومن از تو اگر هزاران عیب داشته باشد . دلتنگی یک خوبی دارد ان فرصتی است که فرا هم می اید تا انسان به علا قمند ی هایش فگر کند ودراین فا صله هاست که گاه ادمی می فهمند که چه قدر یک چیز را دوست دارد عمق دلتنگی ها حکایت شرین دلبستکی های پایدار ادمی است .دراین مدت گه تورا ند ید م هر شب خوابت را می بینم روشن چون بیداری ! اما از همه روشنتر دی شبب خواب تورا دیدم که امده ای با همان رو سری خا کی همیشه گی ات با همان دامن دریای رنگ گیسوانت افشان درماه ستاره بود گلهای پراهنت را فوج پروانه ها می بویند درخواب دیدم که باران گرفت اسمان تنها برای تو می بارید .ریزش باران گونه هایت را شداب میگرد درخواب دیدم که رمه اهوان درچمن زار نگاهت علف شیدای  می چرید .دردستانت سبد ی از انار وسیب .درخواب دیدم که بغض باد بادک تر کید واشک های زیبای کود کی در چشم خاطره ها حلقه زد .من در خواب از تو پرسیدم عشق ارزان در کجا پیدا می شود .محبت پاو چند است ! در خواب دیدم وقتی که با گلها تکلم می کردی گلها خود را برادر بلبل می دانست وبلبل خودرا غلام گل می خواند .درخواب دیدم که در دشتی پراز گل می ای دشتی پرازخنده دیدار مهربانی بود هیچ کس گرسنگی عشق را ند اشت محبت را کدای نمی کرد .درخواب دید م که در لب پنجره از نور نشته ای عشق را نقاشی می کنی وبه زندگی اب مانده گاری می دهی درخواب دیدم دست هایت تاریک گریه اورند چشم هایت مثل کودکانی که سوزش زخم را پوف می کنند

لیلا زندگی طغیانی است بر تمام در های بسته وعشق بارور ترین میوه زندگی است .روان سهراب سپهری شاد که گفت <زندگی رسم خوشایندی است زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من تو برود>اری زندگی چیزی نیست جز لبخند ها وخاطره ها زندگی تجربه زنده پروانه هاست زندگی یعنی حساب عشق.هندسه زیبای .رسم چهره یار نقاشی نگاه دوست وانشای احساس را نوشتن است .حالا تو بگو لیلا ؟به نظر تو کدام ائینه سرمه انگیزتر است حالا به خیال تو کدام خاطره را به خواب ببرم حالا ار دولت پریشانی توکدام سلسله جنون را انتخاب کنم حالا به حال وضع فراق تو که نیستی گریه ام می گیرد نیستی به اندازه تمام دلواپسی های بغض الودم فراق تو بوی خاکی را می دهد که بر سینه عا شق دل سوخته ات می ریزد .فراق تو مثل فانوسی است که در توطئه باد در تشویش خاموشی است .فراق تو مثل بدهکاری عظمی است که ان را باید به قیمت جان کندن پرداخت کرد.

فراق تو مثل طعنه است که زمانه به دلداده تو میزند فراق تو مثل اشیانه دل عاشق است که دران کبوتر تنهای تخم گذاری غم میکند .راستی یادت هست روزی را کهامده بودی به خاطر کاری بدون اینکه به من بگوی که به سفر می روی خدا حا فظی کردی .دست کودک بیمار .دلم را گرفته بود در سنگستان سرگردانی قدم می زدم روزی که برای اولین بار گرد وغبار پریشانی در چهره ام نشست ومن در بلا تکلفی محض شعر گفتم ...

مسافر می شود لیلا مرا گم می کند این بار     خیا ل کشتنم را بار چندم می کند این بار

در سرگردانی صرف داستان فاقت را نویشتم روزی که تقویم ها از به یاد اوردنش ورق ورق می شود .خاطره ها از سوزنا کی اش اتش می گیرد .روزی که مجبور شدم قلبم را به اندوه اجاره بدهم .روزی که لب های تودر غنچه ها وزیدن گرفت هرجا قدم می زدی بنفشها به یاد تو بود .بهار با تمام عطر هایش تورا ترنم میکرد .این دلداده شیدا تو تبرکا جای پای خیالت را بوسد این شیدای دل سوخته دلش می خواهد یک سیخ کباب محبت توشود .لیلا من نمی د انم چقدر این دوری ها خوبند .فقط به شرط انکه خیلی طولا نی نباشد .دوری خوب است فقط وقتی که به نزدیک شدن ودیدن تمام شود .لیلا وقتی نام تورا می برم احساس می کنم ناز افرین ترین موﮊه های جهان را اراده کرده ام اما افسوس که من نمی توانم همه شفتگی ام را بیان کنم واﮊه هادر هنگام نوشتن گم می شود گلمات در من مذاب می شود افسوس که نامه نمیتواند قا فله طولا نی گلایه را به سر منزل مقصود برساند .لیلا این یکصد پنجا ه ششمین نامه ایست که برایت می نویسم .ارزوهایم باتو شروع شد وبه تو هم ختم می شود اما نا مه هایم برای تو شروع شد و.......اگر روزی بدستت رسید بخوان انقدر بخوان که در های نهفته وپریشان در این نامه ها با زبان دلت هما هنگ شود . باز هم اگر قبول خاطرت نشد بر من به بخش که از این بهتر نتوا نستم اگر حوس کردی جواب نامه ام را بدهی سلامش را با زیبای مخلوط کن واشک را با خاطره ممزوج بساز وائینه را در شعا ع لبخند بگذار تا مهربانی بدرخشد .لیلا یادت باشد روی نامه ام مهر برگشت نز نی یادم هست نبضی که بی یاد تو بزند معنای زندگی را نمی فهمد .اگر کدام سفارشی نیست شب به خیر خوابت در سفرخوش رویا هایت شرین .دیر نکنی زود برگرد ...لیلا خدا حا فظی نمی کنم چرا که تو خود حضور مدامی

وبا انهم خد ا نگهدار ..دوختر شکوفه های معطر حس شگفت گل سرخ ....لیلا.

شید ا تر از دیروز  ......م .شید ا




امروز پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 3:58
آقا ..:: م-شیدا ::..